سخنرانی وزیر امور خارجه در کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی
یکشنبه 19 بهمن ماه
🔹خیلی خوشحالم که امروز این کنگره به همت مرکز مطالعات سیاسی وبینالمللی برگزار شده وتوفیق دارم که چند دقیقهای درخدمت شما صحبت کنم.
🔹البته تلاش میکنم سخنانم کوتاه باشد تا هرچه زودتر به برنامه اصلی، یعنی پنلی با حضور آقای دکتر خرازی و آقای دکتر صالحی، برسیم. در همینجا از ایشان تشکر میکنم وخوشآمد میگویم.
🔹همچنین خدمت آقای دکتر ممتاز عرض سلام دارم وخوشحالم که امروز این افتخار را داریم که بعنوان چهره ماندگار سیاست خارجی وحقوق بینالملل درایران از ایشان تقدیر کنیم.
🔹آقای دکتر ممتاز، بهگمان من، برای همه کسانی که دراین جلسه حضور دارند، شأن و جایگاه استادی دارند. خود بنده نیز افتخار شاگردی ایشان را داشتهام و به این شاگردی افتخار میکنم.
🔹انشاءالله که عمرشان طولانی باشد و خدمات واقعاً برجستهای که به این کشور ارائه کردهاند، همچنان ادامهدار ومستمر بماند. میدانم که هیچگاه و در هیچ زمانی نبوده است که ازایشان درخواست کمک در موضوعی یا اظهار نظر درباره سندی داشته باشیم وایشان با طیب خاطر این کار را انجام نداده باشند.
🔹جا دارد یادی کنیم از امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی آنهایی که با نثار خون خودشان این انقلاب را به پیروزی رساندند واراده مردم ایران را حاکم کردند.
🔹درایام سالگرد انقلاب مناسب است غیر از برنامههایی است یک مقدار تأمل شود در اینکه چرا انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و آرمانها چه بود و مردم دنبال چه بودند ودرسهای آن برای ما چیست و در سیاست خارجی چگونه باید رفتار کنیم.
🔹شعار اصلی مردم درجریان انقلاب همه دوستانی که درآن زمان بودند و یا مثل من نوجوان وجوان بودند یا درکتابهای تاریخی خواندند، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی.
🔹چرا مردم میگفتند استقلال و چرا این یک بخش اصلی وکلمه اول شعار انقلاب بود. ایران هیچگاه درطول تاریخش مستعمره هیچ کشوری نبوده و همیشه مستقل بوده است وهیچگاه زیر استعمار هیچ کشوری نبودیم. چرا استقلال اولین شعار بود، چون تجربه تلخی در دو سده قبل از انقلاب برای مردم وجود داشت که نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدیدند. دوران قاجار سرشار از احساس حقارت درمقابل بیگانگان است. سرزمینهایی که از دست دادیم. حقارتی که در قبال اجنبی داشتند.
🔹امام راحل در دوره تصویب کاپیتولاسیون گفتند که من امروز قلبم درد میکند، خوابم کم شده است و روزشماری میکنم که مرگ فرا برسد. اینها تعبیراتی است که بهخاطر این قانونی مطرح میشود که در مجلس تصویب شده و به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت میدهد؛ بهگونهای که هر کاری بخواهند در کشور ما انجام دهند و هیچ مجازاتی نشوند.
🔹سپس مثالی که ایشان میزنند را شنیدهاید؛ همه شما شنیدهاید و من فقط تکرار میکنم تا این حس را همگی داشته باشیم که ماجرا چه بوده و چرا انقلاب به دنبال استقلال بود. میفرمایند اگر یک خدمه آمریکایی مرجع تقلید شما را ترور کند یا شاه شما را با ماشین زیر بگیرد، کسی نمیتواند به او حرفی بزند و باید او را به کشور خودش ببرند تا محاکمه شود؛ اما اگر شاه شما یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، مجازات میشود. اینگونه تعابیر را بیان میکنند.
🔹همه اینها برای چیست؟ برای اینکه میخواهند ۲۰۰ میلیون دلار وام از آمریکا بگیرند. اینگونه ابراز خفت میکنند تا ۲۰۰ میلیون دلار وام بگیرند که ۳۰۰ میلیون دلار بازپرداخت کنند. اینها نکاتی است که در سخنان حضرت امام مطرح شده است.
🔹ایران خود را در برابر این دلارها فروخت و کشور ما را به مستعمره تبدیل کردند. این تعابیر را واقعاً خواستم عرض کنم تا بگویم چه حسی باعث شد که استقلالطلبی، یعنی در حقیقت استقلال واقعی و حقیقی، به خواست مردم ایران در جریان انقلاب تبدیل شود. پشت این خواست، تاریخی تلخ قرار دارد؛ شاید دویست تا سیصد سال مداخله اجنبی ـ به تعبیر آن زمان ـ در کشور ما؛ زمانی انگلیسیها، زمانی روسها و زمانی آمریکاییها. همین تجربه تاریخی بود که این ضرورت را ایجاد کرد که کشور ما به استقلال واقعی برسد.
🔹از همین رو، وقتی انقلاب پیروز میشود، اگر به قانون اساسی ما دقت کنید، میبینید که محور اصلی آن بر استقلال است و بر عدم اجازه به نفوذ خارجی به هر شکل آن. اصل اول قانون اساسی میگوید نظام ما جمهوری اسلامی است.
🔹اصل دوم میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان، و سپس شش بند را برمیشمارد که آخرین آن این است که جمهوری اسلامی نه ستمگر است، نه ستمکش؛ نه سلطهگر است و نه سلطهپذیر. این عدم سلطهپذیری و نفی سلطه، از اصول اولیه جمهوری اسلامی است که این نظام بر پایه آن بنا شده است.
🔹اگر این اصول را درک نکنیم، درک سیاست خارجی ما در طول ۴۷ سال گذشته و حتی در زمان حاضر با مشکل مواجه خواهد شد. در اصل سوم قانون اساسی نیز آمده است که دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است پانزده یا شانزده وظیفه را بر عهده بگیرد که یکی از آنها طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب است. همان اصل سوم تصریح میکند که وظیفه دولت، جلوگیری از نفوذ بیگانگان است.
🔹اصل دوم بر کرامت تأکید میکند و میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به کرامت انسان؛ و این کرامت از طریق همین عدم سلطهپذیری محقق میشود. بهطور خلاصه میخواهم عرض کنم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بدون درک این اصل استقلالطلبی، کرامتمحوری و عزتخواهی قابل فهم نیست.
🔹جمهوری اسلامی ایران برای داشتن برنامه هستهای صلحآمیز و برخورداری از غنیسازی، هزینه بسیار زیادی پرداخت کرده و این هزینه، متناسب با نیاز کشور بوده است. غنیسازی و برنامه هستهای از نیازهای کشور بهشمار میرود و نیازهای کشور را در حوزههای متعدد، از جمله کشاورزی، بهداشت و دیگر حوزهها، تأمین میکند. حتی خود غنیسازی، برای نیازهای آینده ما به سوخت هستهای و داشتن نیروگاه هستهای ضروری است. همه این مطالب بارها بیان شده است.
🔹من میخواهم از زاویه استقلالطلبی و عزتطلبی نیز به این موضوع نگاه کنم. چرا ما این مقدار بر غنیسازی اصرار کردیم و میکنیم و حاضر نیستیم از آن بگذریم، حتی اگر جنگ به ما تحمیل شود؟ زیرا کسی حق ندارد به ما بگوید چه باید داشته باشیم و چه نباید داشته باشیم. این موضوع بر اساس اصل نفی سلطه است. این حق من است که غنیسازی انجام دهم و طبق قانون، به خودم مربوط است که این حق را اجرا بکنم یا نکنم.
🔹اینکه در طول سالها به ما گفته شده و گفته میشود که شما حق ندارید غنیسازی بکنید و باید غنیسازی صفر باشد، به این دلیل عنوان میشود که میگویند ما نگران هستیم. اگر نگران هستید، ما آمادهایم نگرانیها را برطرف کنیم؛ سؤال وجود دارد، پاسخ میدهیم؛ اعتماد وجود ندارد، اعتماد ایجاد میکنیم. اما کسی حق ندارد به ما بگوید که تو نباید داشته باشی، صرفاً چون من میخواهم.
🔹این، رمز حرکت ما در طول این سالها بوده است؛ اینکه وقتی بر حق خود اصرار میکردیم، غنیسازی مهم بود، اما در کنار آن، مهمتر این بود که جمهوری اسلامی ایران ثابت کند که از هیچکسی دستور نمیگیرد و سلطه هیچکسی را نمیپذیرد.
🔹ما این قدرت ایستادگی را با هزینهای زیاد به دست آوردیم، اما اگر از این حق خودمان بگذریم، هزینهاش برای کشور بیشتر خواهد بود. ما در جنگ دوازدهروزه، اگر مقاومت نمیکردیم و اگر به خواستههای آنها تسلیم میشدیم، نقطه ننگی را در تاریخ ایران ثبت کرده بودیم که برای همیشه باقی میماند؛ اینکه ایران را اگر چیزی از آن خواستند و نداد، با دو موشک و چند حمله تسلیم میشود.
🔹تسلیمناپذیری مردم ایران باید اثبات میشد و در جنگ دوازدهروزه این موضوع اثبات شد. آن کسانی که بارها این را گفتهام، همانهایی که در روز سوم جنگ در دو کلمه توییت زدند «تسلیم بدون قید و شرط»، حتماً دیدید که در روز دوازدهم جنگ پیام دادند «آتشبس بدون قید و شرط». چرا؟ چون ما از جنگ نترسیدیم و ایستادگی کردیم.
🔹امروز هم آرایش نظامی آنها در منطقه ما را نمیترساند. ما اهل دیپلماسی هستیم، اهل جنگ هم هستیم؛ اهل جنگ هستیم نه به این معنا که دنبال جنگ باشیم، اتفاقاً اهل جنگیم و آماده جنگیم تا کسی جرأت نکند با ما بجنگد.
🔹اهل دیپلماسی هستیم چون اهل منطقیم، چون حرف داریم و منطق داریم. اگر راه دیپلماسی را انتخاب کنند، ما هم همان مسیر را خواهیم رفت. اگر با مردم ایران با زبان تکریم صحبت کنند، با زبان تکریم پاسخ خواهیم داد و اگر با زبان زور صحبت کنند، با زبان زور پاسخ خواهیم داد.
🔹اگر هر سؤال یا هر ابهامی نسبت به اهداف برنامه صلحآمیز هستهای ایران وجود دارد، ما پاسخ میدهیم، ابهامزدایی میکنیم و راه آن هم فقط از مسیر دیپلماسی است. انتخاب راههای دیگر به نتیجه نرسیده است.
🔹 مذاکره زمانی به نتیجه خواهد رسید که به حق مردم ایران اذعان شود، به آن احترام گذاشته شود و ما بتوانیم حق خودمان را اعمال کنیم. ما نمیخواهیم کسی حق ما را به رسمیت بشناسد؛ حق ما رسمی است، حق ما وجود دارد. ما میخواهیم به حق ما احترام گذاشته شود.
🔹من اعتقاد دارم رمز قدرت جمهوری اسلامی ایران دقیقاً در همین توان ایستادگی در برابر زورگوییها، سلطهطلبیها و فشارهای دیگران است. از بمب اتمی ما میترسند؛ در حالی که ما دنبال بمب اتمی نیستیم. بمب اتمی ما، قدرت «نه گفتن» به قدرتهای بزرگ است. رمز قدرت جمهوری اسلامی در همین قدرت نه گفتن به قدرتهاست.